سفرنامه بانه
هفته گذشته را با يكي از دوستان گرمابه و گلستان به جهت تجربه سفرهاي زمستاني  و رهايي از تكرار روزمرگي زندگي راهي غرب كشور شديم. مسير را شهرستان بانه در استان كردستان انتخاب كرديم.درابتدا قرار بود  ميزباني جناب اماني عزيز نيز نصيبمان شود كه به دليل مشغله كاري ايشان اين سعادت نصيب نشد.تجهيزات زمستاني آماده و به ياري خدا راه افتاديم. از شيروان به ترتيب به سمت بجنورد (مركز گنجينه فرهنگ ها)، اسفراين(مهد كشتي چوخه)، راه فرعي سنخواست، جاجرم(شهر كويري و تاريخي خراسان شمالي و زيستگاه يوز پلنگ ايراني)، گرمه، ميامي،( البته در مقداري از مسير هنوز مشكل كم عرض بودن جاده و كيفيت پايين آسفالت آن برطرف نشده است) شاهرود( شهر بايزيد بسطامي و ابوالحسن خرقاني. عارفان بزرگ)، دامغان( شهر تاريخي صد دروازه)، سمنان(استان كويري و زيبا)،گرمسار( زادگاه رياست محترم جمهوري جناب دكتر روحاني عزيز)،شريف آباد، ايوانكي، پاكدشت، تهران( شهر هميشه بيدار و البته باركوردهاي زياد از جمله:آلودگي هواو...)،كرج، قزوين( پايتخت خوشنويسي ايران) زنجان، بيجار، ديواندره؛ سقز و بانه طي طريق شد.چهار فصل بودن كشور عزيزمان را كاملا حس كرديم.آب و هواي نه چندان  سرد خراسان شمالي، سپس آب و هواي گرم كويري و در نهايت سرماي جانسوز استان زنجان و كردستان و برف سنگين بر زمين نشسته آن گوياي مطلب است.در مسير راه جاذبه هاي فراوان گردشگري به چشم مي خورد و اكثر قلعه هاي زمان صفويان به خصوص در مسير مشهد به تهران به حال خود رها شده و نگهباني جهت حفاظت از اين ميراث هاي ارزشمند ديده نشد. خود نمايي و زيبايي گنبد سلطانيه بيشتر از ديگر آثار بود.در زنجان از بازار سنتي و صنايع دستي آن ديدن كرديم و از چاقوهاي دست ساز نمونه هايي خريده شد. بازاري زيبا و با معماري چشم نواز.سرماي زمستاني بهانه اي شد براي ادامه مسير تا مقصد. از بيجار تا بانه بيشتر بحث در خصوص جانفشاني  شهداي نازنين جنگ تحميلي در اين مناطق بود و اين كه ثمره خون مباركشان، امنيت امروز ماست. ما از خودرو به جهت سرما جراَ ت پياده شدن نداشتيم ولي رزمندگان دليرما در زمان جنگ چگونه در ميان اين كوه هاي كردستان دشمنان را به خاك ذلت مي نشاندند و براي دفاع از كيان و شرف مملكت اسلامي مان پيشقدم مي شدند.
معرفي مختصر بانه:
بانه از شهرهای تاریخی استان کردستان بوده و پیشینه سکونت در این منطقه به دوران قبل از اسلام باز می گردد . پیش از اسلام طایفه ای زردشتی به نام “قه قو ” بر این منطقه حاکم بوده که در حمله مسلمانان و بعد از آن “اختیار دینی ها ” حکومت را بدست گرفتند و تا قبل از جنگ جهانی دوم که ملاکان قدرت را از آنها غصب می نمایند، حکمر ان این منطقه بودند . به همین لحاظ طایفه اختیارالدینی را نخستین طایفه ای می توان به شمار آورد که پس از اسلام در بانه به حکومت رسیدند و بواسطه پذیرش اسلام بدون جنگ با مسلمانان، حاکم بانه به اختیارالدین و حکام بعدی به اختیارالدینی شهرت یافتند .
شهر بانه در دور ان حکومت طایفه اختیارالدینی ها که تا 12 قرن به طول انجامید به کرات در معرض تهاجمات و درگیری های قومی و منطقه ای قرار گرفت و پیکرۀ شهر در این رهگذر بارها تخریب و منهدم گشت .
پس از مرگ آخرین حاکم اختیارالدینی – کریم خان – طایفه سلیمان بیک حکومت بانه را بدست گرفت . از مهمترین بلایایی که شهر در دوران حکومت آخرین حاکم اختیارالدینی با آن مواجه شد می توان به شیوع بیمار ی طاعون در سال 1871 اشاره نمود که با ترک مردم از ترس ابتلاء به طاعون، شهر خالی از سکنه شد ه و به ویرانه ای مبدل گشت .
ساکنین شهر در محل جدیدی در نزدیکی آن به تجدید بنا و ساختمان شهر پرداختند و با افزودن واژه کهنه به محل سکونت سابق آنرا (بروژه کون) نام نها دند . به همین لحاظ تا اواسط سدۀ سیزدهم هجری نا م اصلی شهر بانه به روژه (آفتابگیر ) بوده و قباله هایی نیز موجود است که در همه آنها مرکز بانه قصبه به روژه نامیده شده است . 1 در واقع بانه با نام اصلی به روژه در دوره حکومت اختیارالدینی که قصبه ای بیش نبود و به معنای یادگان یا اردوست، نام گرفت .
در این دوره شهر دارای دو قلعه بود که یکی در بانه کنونی و دیگری در 3 کیلومتری شهر قرار دارد . بانه از نظرلغوی که به تمام منطقه اطلاق می گردید در گویش کردی به معنای بالاست و شهر به روژه در فاصله نسبتاً کمی از شهر کنونی قرار داشت .
به معنای پشت بام و علتش را وجود ارتفاعات بلند و به همین لحاظ وجه تسمیه بانه را از کلمه کردی باین ناحیه و خود شهر می دانند، چرا که ارتفاع نسبتاً زیاد شهر و ارتفاعات اطراف سبب شده که مردم جهت رسیدن به شهر مساحت زیادی را بصورت سربالایی طی نمایند، مثل اینکه به پشت بان می رفتند و یا بدین صورت معنی کرده اند مثل (بانه مازو )یا بانه کاری که مردم برای مدتی منزل خود را ترک کرده و برای پشم چینی احشام یا چیدن مازو که محصولی جنگلی است و یا احشام را به ییلاق می برند و در این مدت آن محل را که در آن اطراق می کنند
بانه هر )اردوی احشام( می نامند
بطور کلی در دوران حکومت طوایف، شهر بانه تحت تأثیر عوامل گوناگون با آهنگ بسیار ملایمی به رشد و توسعه خود ادامه داده است . عوامل طبیعی و انسانی بارها بصورت تهاجمات مختلف یا آتش سوزی ها به تخریب و سپس بازسازی شهر انجامیده است . تصرف بانه توسط عثمانی ها در سال 1908 سبب شد تا قلعه حکومتی شهر بانه به پادگان یا “قشله ” یعنی سربازخانه تبدیل گردد . در جنگ جهانی اول چون عثمانی ها از روس ها شکست خوردند بنام دفاع از اسلام، کردهای بانه را از طریق جنگ های پارتیزانی علیه روس ها تحریک نمودند اما با تسخیر بانه توسط روس ها شهر به آتش کشیده و از سکنه خالی گردید لیکن مقاومت و جنگ و گریز با روس ها تا سقوط رژیم تزاری در روس یه ادامه یافت . جنگ جهانی و آتش سوزی شهر و سرمای سخت زمستان اکتبر سا ل 1917به قحطی و کوچ بسیاری از مردمان بانه به عراق انجامید، لیکن پس از جنگ جهانی اول و انقلاب اکثر مردم به بانه بازگشته و به ترمیم خرابی ها پرداختند . در زمان جنگ جهانی دوم بانه به همراه سردشت و سقز به تصرف عشایر به سرکردگی محمد رشید خان درآمد اما قوای دولتی مجدداً شهر را تصرف نمودند . در سال 1322 مجدداً شهر توسط محمد رشیدخان تصرف و به آتش کشیده می شود و به جز مسجد و چند خانه بقیه شهر به تلی از خاکستر تبدیل می گردد .ورود نیروی ارتش و شکست محمد رشید خان و تشویق مردم و بازگشت به شهر سبب می گردد تا از اردیبهشت سال 1324 طی ده سال امر بازسازی شهر و رشد آن تداوم یابد .
عناصر اصلی و اجزای شهر در دوران حکومت طوایف بر بانه عبارت بودند از قلعه (بعنوان عنصر دفاعی ) ،مسجد (بعنوان عنصر مذهبی ) و کاروانسراها (بعنوان مرکز تبا دلات اقتصادی) ، قلعۀ شهر بعدها نخست توسط قوای عثمانی و سپس توسط قوای دولتی به پادگان شهر تبدیل گردید . مسجد جامع شهر بارها مورد تخریب و بازسازی مجدد قرار گرفت و اجزای آن تکمیل شد و کاروانسراها (سه کاروانسرای تاجر نشین ( که مرکز تبادل کالای تجار ایرانی، عراقی و عثمانی بود امروزه به مرکز تجاری و مغازه های شهر مبدل شده است .
بانه شهر كوچكي است كه در اين چند سال به واسطه تبديل شدن به بازار عرضه كالاهاي چيني شهرتي پيدا كرده و پذيراي خيل عظيمي از هم وطناني است كه ارزاني كالاهاي بعضاً بي كيفيت چيني آنها را به اين جا كشانده است. آن چه كه مشاهده مي شد. واسطه گري و دلالي شغل كاذب خوبي براي جوانان بانه اي شده است. و البته مشكلي هم براي مديران شهر بانه، چرا كه ديگر كلنگ صنايع توليدي مشكل بر زمين هاي اين شهر ضربه بزند. سود حاصل از فروش كالاهاي مجاز و غير مجاز بهانه خوبي براي نرفتن  جوانا به دنبال شغل و ايجاد اشتغال است و خداكند كه اين معضل به زودي برطرف گردد. كار خوب ميراث فرهنگي در اين شهر استفاده از ظرفيت خانه هاي مسكوني است كه با نظارت دائمي راه حل خوبي شده است براي اقامت ارزان قيمت مسافران  در اين شهر.اكثر كالاها كيفيت و ضمانت ندارد.و ارزاني آن هم به همين دليل است. البته الان به دليل قيمت بالاي دلار تفاوت چنداني مثل قبل ندارد.مجتمع هاي تجاري شيك و زيبا چهره اين شهر كوچك را دگر گون كرده است. پوشاك سنتي ساكنان اين شهر يكي از جاذبه هاي گردشگري آن است. صداقت گفتار فروشندگان و مهمان نوازي مردم نجيب بانه مثال زدني است.سد زيباي بانه را سطحي از يخ پوشانده بود.و تصوير زمستاني و منظره دلچسب كوه هاي سفيد پوش شده بانه واقعا زيبا بود.فروشندگان مواد غذايي سيار ساندويجي ساده كه از سيب زميني پخته شده، تخم مرغ آب پز شده ، سبزي  و نان سنگگ و مخلفات آن به همراه دوغ محلي تشكيل شده بود مشتري هاي زيادي داشت .نكته جالب توجه استقبال مغازه داران از فريضه الهي نماز بود كه با شنيدن صداي دلنشين اذان، مغازه ها به همان صورت رها مي شد و براي اداي اين واجب آرام بخش به سوي مسجد مي ر فتند. همه مغازه ها ساعت 18 تعطيل مي شد.حتي دست فروشان، اسكان دو روزه ما در بانه تمام شد و مسير هاي فوق الذكر تكرار شد و برگشتيم. چند تصوير زير هم از اين سفر است.
بانه شهر جاذبه هاي طبيعي ،و زادگاه شخصيت هاي علمي و فرهنگي بزرگي است كه براي نمونه مي توان به دكتر ابراهيم يونسي( مترجم نامي)بهمن قبادي و رحيم ذبيحي( فيلم سازان شهير) اشاره كرد.

نمايي از بازار بانه ( البته در تابستان) 

نمونه اي از خريد هم وطنان از بانه


قلعه زيباي گردنه آهوان( مسير تهران-مشهد)


 نمايي ديگر ازقلعه زيباي گردنه آهوان( مسير تهران-مشهد)